مطالب ارسالی
ارسال شده توسط hachal7 با موضوعات هچل هفتها مورخ ۱۳۸۷/۱۱/۰۱ نظر (۱)  لینک ثابت

سال خوبی رو برای همه آرزو می کنم. شاد ، سلامت و پیروز باشید :)

عکس ِ امیر مختاری زاده


ارسال شده توسط hachal7 با موضوعات هچل هفتها مورخ ۱۳۸۶/۶/۱۱ نظر (۶)  لینک ثابت

نمی دونم فلسفه ی وجودی این امتحان چیه که با روح و روان آدم بازی می کنه !
بسه دیگه بابا … الآن قریب سیزده چارده ساله که به فواصل زمانی سه چار ماه جواب پس میدیم.آخه چرااا ؟
با این وضع سرما و برفی هم که پیش اومد و امتحانا عقب افتاد پشت منم باد خورد. حالا نه من ، خیلی از دوستام که درسخون تر از من بودن هم همین نظر و داشتن. با این اوصاف خر بیار و باقالی بار کن مگه میشه دوباره درس خوند !؟
دو روز پیش از شر دو امتحان کزایی که ترجیح می دم اسمشون رو نبرم راحت شدم.البته یکیش اونقدر ها هم بد نبود. بعضی از دروس و به تبع اون امتحان مربوطه نه سر پیازن نه ته ِپیاز ! نه فایده ای واسه آدم داره ، نه به رشته ی آدم ربط خاصی پیدا می کنه ، نه واسه آدم انگیزه ایجاد می کنه .فقط اعصاب خورد می کنه و وقت می گیره .

** میگم ظرفیت داشتن چه قدر خوبه . بعضی از آدما اونقدر کم جنبه و حساسن که آدم جرأت نمی کنه باهاشون معاشرت کنه !تا میگی بالا چشت ابرو هست !! صورتش هفت رنگ میشه ! تازه بعدا ً کلی به قضیه فکر می کنه و واسه خودش از کاه کوه می سازه که فلانی به فلان علت به من گفت فلان ! حالا این ظرفیت داشتن انواع داره . شایع ترینش تو شوخی کردناست ، منظورم شوخی های معقول ِ. یعنی شوخی هایی که اگه بخوای ناراحت شی و بهت بر بخوره آدم ضایعی هستی . حالا یکی تو جمع دوست نداره باهاش شوخی کنن ،اون بحثش جداست.

مورد بعدی انتقاد ِ .اکثریت آدما انتقادپذیر نیستن. شایدم بدونن کارشون اشکال داره هااا ، ولی زیر بار نمیرن
انگار که داری بهشون توهین می کنی. طبیعتا ً این مورد جنبه داشتن ، از جنبه ی شوخی داشتن مهم تر ِ .حتما ًهمه ی ما یه سری مشکلاتی داریم که خودمون متوجه اونا نیستیم یا به نظر خودمون اون کار و اون رفتار رو اشتباه و غلط نمی دونیم .البته اون افرادی هم که همراه انتقادشون سرزنش و نصیحت و قیاس با دیگران رو هم به خورد آدم می دن کم نیستن.آدم دلش می خواد با مشت بکوبه …! لا اله الا الله
شادی و غم ، پول ! ، رفیق خوب ، ماشین ِ تووپ ، تعریف و تمجید ، احترام و محبت ، آدم حساب کردن و دادن ِ شخصیت و … اینا همه از مواردیست که داشتن جنبه توش واجب هست . اگه ظرفیتش نباشه همشون از دست میرن.

** تو این چند روزه نمی دونم از کجا شنیدم یا کجا این و خوندم که ” آدما تو زندگشیون همیشه تنهان “.
بدترین شرایط رو هم در نظر بگیریم کسی نیست که تنهای تنها باشه. احتمالا ً یه مقصود کلی از این حرف داشتن یا خواستن منظورشون رو با کنایه بگن ، نمیدونم . ولی خوب که فکر کردم دیدم یه جورایی راست گفتن. در عین حال که آدم با خیلی از آدمای دیگه ارتباط داره و زندگی می کنه، گاهی حس میکنه که یه اتفاق ساده می تونه رابطشو با هر کدوم از اون آدما قطع کنه .این اتفاق می تونه به شکل های مختلف باعث بشه که یا وجود اون شخص رو از بین ببره یا اینکه به نحوی رابطه ی شکل گرفته رو نیست و نابود کنه. این رابطه می تونه دوستی باشه یا عشق یا چیزای دیگه. به گمونم این جمله داره به ناپایدار بودن ِ انسان و روابطش اشاره می کنه. شادیم من اشتباه می کنم .

** اخیرا ً بحث بر سر تغییر اسم دریای خزر داغ شده. نمیدونم مگه خزر چه ایرادی داره که می خوان عوضش کنن
به گفته ی خودشون ( مرکز پژوهش های مجلس ) اسم کاسپین هم که خارجی ها استعمال می کنن ریشه ی ایرانی داره
اسم تاریخیشم که دریای تبرستان (طبرستان ) یا مازندران بوده. اگه خزر اسم مناسبی نیست پس می خوان اسم دریا رو چی بذارن؟ خدا به خیر کنه!

dsc00066-1.jpg


ارسال شده توسط hachal7 با موضوعات هچل هفتها مورخ ۱۳۸۶/۱۷/۱۰ نظر (۱۵)  لینک ثابت

بلاخره برف اومد . بابا اا… داشتیم عقده ای می شدیم. یعنی در واقع عقده ای شده بودیم.
نمی تونم دقیق بگم چند ساله ؟ ولی خیلی وقت بود که اینجوری برف نیومده بود.منظورم منطقه ی شهری ِ ، ارتفاعات اکثرا ً برف داره .
نکته ی مهم اینجاست که برف خالص می بارید. یعنی بارون همراهش نبود ( از موارد ِ ندید پدیدی! ).سال های پیش به ندرت برف میومد اما با بارون قاطی بود و نمی نشست.

امروز اینجا سفید ِ سفید بود. اونقدر فضای شهر خوشگل شده بود که نگو. برف همه ی چاله چوله های خیابون رو پوشونده بود. اکثر ناهنجاری های شهر سازی ! به چشم نمیومد.یه جورایی این لباس سفید واسه شهر آبرو داری می کرد.

این سرما و یخبندون واسه باغ دارها یکم نگرانی ایجاد کرده. ظاهرا ً خیلی از اونها هنوز رو درخت محصول دارن
و پایین بودن دما تا این حد می تونه به مرکبات صدمه بزنه وباعث زیان بشه.که امیدوارم این مشکل پیش نیاد.

قطع شدن آب و برق تو بعضی از مناطق حال مردم رو گرفته. ای کاش حال می گرفت !؟
به قول امیر اگه هوا پنج درجه از اینی که هست سرد تر بشه دیگه کلا ً تعطیل ! وقتی با یه بارش بیست سانتی ( متوسط گفتم ) کلی از جاده های بین شهری دچار مشکل میشه و برق و آب و گاز و قطع میشه وای به حال روزی که این بیست سانت بشه نیم متر.

به هر حال خدا کنه یه جوری نشه که این خوشی تو گلوی مردم گیر کنه
کم کم برفا آب شَن که هم مشکل برق و گاز بر طرف شه ، هم باغ دارا ضرر نکنن

چند تا عکس سپید … ببینید
:)

پارک  کریم آباد

باغچه

پل شهسوار

کناره ی رود چشمه کیله

چشمه کیله

برف

سوزنی برگ ها


ارسال شده توسط hachal7 با موضوعات هچل هفتها مورخ ۱۳۸۶/۳/۱۰ نظر (۳)  لینک ثابت

درود
خداوند به شما سلامتی داده ، روزگار را بر وقف مراد گردانیده و رزق و روزی را فزونی بخشد. اگه روزی مونده باشه ؟
بازاریا از کسادی می نالند و کارمندها هم از حقوق هایی که بر حسب تصادف عقب موندن ! آخه مورچه چیه که کله پاچش چی باشه
مگه این بنده های خدا چه قدر حقوق می گیرن که دیر بگیرن. خرج روزمره رو کنار بذارییییم، این پول آب و برق و تلفن و گاز و… روی هر چی حقوق ماه یه کارمند ساده رو کم می کنه.
بماند هزینه بیمه و قسط بانک و خواسته های معقول و نا معقول زن و فرزند. اینترنت وموبایل بچه ها( مخصوصا ً اگه خط دولتی داشته باشن) هم که دیگه سر به فلک می کشه . بگذریم …کاری که نمیشه کرد ، حداقل از دست من کاری بر نمیاد !

** امیر یه بار بلاگشو بست و طولی نکشید که منصرف شد حالا چرا به چه علت معلوم نیست ! طبق آخرین اخبار رسیده این شخص هنوز به ماکارونی علاقه ی وافر داره ، رژیم غذایی چربی سوزشو رعایت می کنه ،جای پارک مشخصی واسه ماشینش پیدا نکرده و شب یلدای خوبی رو گذرونده

** این موضوع واسه من عجیب ِ که شب یلدا رو تبریک میگن. آخه تبریک به چه مناسبت ؟ شایدم من اشتباه میکنم
ولی فکر می کنم بگیم ” شب خوشی رو داشته باشین” یا از این قبیل جمله ها بهتر باشه.
چه کلسترول ها وقند هایی که تو این شب بالا نمیره. از اونجا که من جزء اون دسته آدمایی هستم که به شکم بیش از حد اهمیت میدن، تمایل به تمدید این شب دارم . یعنی بجای یه شب سه شب رو یلدا اعلام کنن. آخ که چه قدر می چسبه

** دی ماه شد و بوی امتحان میاد. وای که چقدر بوی بدی داره…آدم یکی دو هفته ی تو التهاب و تشویش ِ .مخصوصا ً که بعضی از امتاحانا با هم تداخل داشته باشن. خدا بخیر کنه ، این ترم تا دلتون بخواد تخصصی ور داشتم.کی می خواد پاس کنه این همه درسُ . کف ِ اتاقم سفید شده از جزوات سنگین و پر ملات استادان گرانقدر ! نگاه که بهشون می کنم سرم گیج می ره

عرضی نیست دیگه ، اوقات بکامتان
:)

انار-عکس از خانوم مریم زندی